تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

گاهي وقتا اونقدر حرف زياده كه تو نوشتن كم مي يارم .

به همين دليله كه كم مي نويسم .

بين خودمان بماند .

داشتم به تو فكر مي كردم و به نشاني هاي ساده براي اثبات

علاقه !

 

راستي آيا همين نشاني هاي ساده روزمره براي نشان دادن

علاقه كافي نيست .

ولي مي دانم !

به هيچ نشانه اي نمي شود اعتماد كرد .

اكنون مي توانم مثل پسرکی هفت ساله بنويسم : آب

و غرق شوم بي آنكه دست و پايي بزنم

مي توانم بنويسم : باد

و پرواز كنم بي آنكه هراسي از سقوط داشته باشم .

مي توانم بنويسم : درخت

و سبز شوم بدون هيچ درنگي

مي توانم تو را بنويسم

و بعد به آرامي ببوسمت بي آنكه كسي ببيند .

مي توام بنويسم :‌مرگ

و بميرم !

به همين سادگي .

امشب نه ماه پيداست و نه صداي باد مي آيد و نه ....

 

 

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 16 |