تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

  آبـی دريــا قدغن        شوق تماشا قدغن

عشق دو ماهی قدغن       با هم و تنها قدغن

برای عشق تازه اجازه بی اجازه

پچ پچ و نجوا قدغن      رقص سايه ها قدغن

کشف بوسه بی هوا        به وقت رويا قدغن

برای خواب تازه اجازه بی اجازه

در اين غربت خانگی      بگو هر چی بايد بگی

غزل بگو به سادگی      بگو زنده باد زندگی

برای شعر تازه اجازه بی اجازه

از تو نوشتن قدغن      گلايه کردن قدغن

عطر خوش زن قدغن    تو قدغن من قدغن

برای روز تازه اجازه بی اجازه .

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 13 |