تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

 

خواب یک پله به سوی تو

رویا همیشه با تو

و اینک باز قصه سرد روزگارست

من و تو و یک بغل حرفهای ناگفته

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 6 |