تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

 

وبلاگ هم قبیــــــــــــــله  چون در ایران فیلتر شده به این آدرس منتقل شد

 

http://mo-aghili.blogspot.com/

 

***

 

سرت را بر سینه ام بگذار

تا تو را سیر ببویم

تنها بوی تن تو

بوی بارانی لحظه هاست

بگذار زیر سیلاب عشق خود

تو را سیر ببوسم

بوسه های بارانی مقدس اند

تو، آری تو که عشقت مرا چنین کرد

و مرا از خود گرفت و پریشان کرد

**

پرنده تنها آواز سر میدهد و من هم

همه ثروتم شعر است

تا می سوزم شعری برایت می سرایم

***

امروز یا امشب یا همین لحظه آری اینک یک سال گذشت یک سال از نوشتنهایم در این وبلاگ. جاییکه برایم خیلی مقدس بود جاییکه بهترینها را در اینجا دیدم و بهترین لحظه هایم را اینجا سپری کردم. آنروزی که شروع به نوشتن کردم باور نمیکردم بتوانم یک سال دوام داشته باشم هنوز هم باور نمیکنم که این وبلاگ به یک سالگی اش رسیده است زود نگذشت . لحظه ها برایم هر کدام یک سال بودند اما از اینکه می بینم تا حالا هستم خوشحالم. و این از لطف دوستانی است که مرا تنها نگذاشتند از همان آغازین روزهای نوشتنم مرا همراهی کردند و تحملم کردند .وقتی دیدم که تنها نیستم امیدوار شدم و تاب آوردم. اینجا لازم میدونم از همه عزیزان صمیمانه تشکر کنم از شما خوبانی که واقعا برایم با ارزشتر از هر چیزی هستید .

دنیای وبلاگ نویسی گاهی واقعا دنیای شیرینی است و من در این دنیای کوچکم با دوستای خوبی آشنا شدم دوستایی که قلبشان پاک و روحشان بزرگ بوده و هست .

هر جا که می روم تو را می بینم

نمیدانم تو بزرگی یا دنیا کوچک است

 

 

 
+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 0 |