تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

 

بازی یلدا بسمان نبود حالا نوبت رسید به بازی تاثیر و تاثیر گذاری .

آرشام من را به این بازی دعوت کردند و من هم مثل اینکه ناگزیر باید این بازی را ادامه دهم بقول خود آرشام « این تاثیرات هستند که آدم را آدم می کنند وگرنه زندگی یکنواخت و بدون تغییر و پیشرفت/پسرفت چندان جالب نیست. »

در زندگیم عوامل و یا اشخاص زیادی بر من تاثیر گذاشته اند هم از جنبه منفی هم مثبت. من از دو سالگی پدرم و مادرم فوت کردند و زیر نظر پدر بزرگم بزرگ شده ام که چه بسا برای من بهتر از پدر و مادر بود پدر بزرگم یعنی پدر مادرم تاثیر زیادی در زندگی من داشت و هم او بود که بحق مرا آنطور که باید و شاید تربیت و بزرگ کرد

چیزی که هیچ وقت یادم نمیرود این بود که همیشه مرا نصیحت میکرد که دنبال سیاست نروم میگفت آدم کون بدهد اما دنبال سیاست نرود بیچاره نمیدانست من هر دو را با هم انجام میدادم.

۱۴ ساله بودم که اولین شعرم در مجله روزهای زندگی چاپ شد این مجله را به همه دوستان و آشنایانم معرفی کردم همین باعث شد که بخودم ایمان داشته باشم و بیشتر بنویسم گرچه هنوزم که هنوز است نتونستم آنطور که باید و شاید بنویسم و چیزی را که مینویسم تنها ناگفته های اندرونی من اند که میخواهم با زبانی ساده و مثل شعر بیانشان کنم

آرین ورجاوندی ٫اولین نامی که در بین ایرانی های همجنسگرا شنیدم اولین کسی که باعث شد خودم را بشناسم و به انچه هستم یقین پیدا کنم  اولین کسی که باعث شد من هم وبلاگ نویسی را شروع کنم هیچ وقت نه با ایشان صحبتی داشته ام نه ایشان را دیده ام تنها چند ایمیل و پیام کوتاه . ولی این اسم برای من همیشه جاودانه است و برایم محترم است

سربازی و دوران پناهندگی هم بر من خیلی تاثیر گذاشتند برعکس همه بهترین دوران زندگیم دوران سربازی بود دورانی که برایم پر از خاطرات شیرین است بعد از ده سال هنوز دوستان دوران سربازیم را دارم پناهندگی مرا افسرده کرد بیمار کرد و حتی باعث شد دوران زیادی رو به مصرف بی رویه قرصهای اعصاب بیاورم که هنوز تاثیر منفی این قرصها را حس میکنم در طی مدت ۶ سال پناهندگیم دوبار مجبور شده ام تیغهای عمل جراعی را تجربه کنم

وبلاگ نویسی  هم تاثیر زیادی بر من گذاشته تنها چیزی که به من آرامش میدهد نوشتن و خواندن وبلاگهای دوستان است بیشتر اوقات فراغتم صرف خواندن وبلاگهای خانه هنر میشود

خانم  تریسا  دکتر روانشاسم  باعث شد که همه چیز را به دید مثبت بنگرم و جنبه منفی بعضی از ضربه های که در زندگی خورده ام را فراموش کنم کسی که به من ایمان داد و بدون تجویز دارو مرا امیدوار کرد.

اگر بخواهم دیگر تاثیرات را بشمارم شاید چندین صفحه را به خود اختصاص دهد پس همان بهتر که بیش از این ادامه ندهم .

  1. اگر قرار باشد من هم کسی را به این بازی دعوت کنم  دوست خوبم آرمین سنایی وبلاگ موی دماغ
  2. مازیار وبلاگ رازکهنــــــــه 
  3. رضای دوست داشتنی ام من گناهکارم
  4. شب بین فراموش شده شب بین  کسی که همیشه در قلب من جای دارد
  5. و غریبه تنها و یه دنیا حرفهای ناگفته اش میرزا کسری بختیاری 

امیدوارم این دوستان دعوت مرا رد نکنند و مثل شروین تو ذوق آدم نزنند

 

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 23 |