تبليغاتX
این بود سزای عاشقی؟ - اولین وبلاگی که خواندم...

در پيش بی دردان چرا فرياد بی حاصل کنم **** گر شکوه ای دارم زدل با يار صاحبدل کنم

 

وبلاگ خوانی و تاثیر آن بر ...

اولین باری که در کشور ترکیه سال ۲۰۰۲ اولین وبلاگ همجنسگرایان را دیدم راستش جا خوردم برایم تعجب آور بود من هم همون موقعها وبلاگ نویسی را شروع کرده بودم اما نه در خصوص همجنسگرایی و یا گرایش خودم. تنها علایق و نوشته های خودم را در ان می نوشتم دیدن این وبلاگ یه حس عجیبی به من داد مثل غرور مثل اینکه چیز جدیدی را کشف کرده باشم . (متاسفانه اسم وبلاگ یادم نیست)

بعد از مدتی هم آشناییم با مجله سکاف باعث شد خودم وبلاگی را راه بیندازم همین شد که اولین وبلاگ خودم را در زمینه همجنسگرایی و گرایش خودم شروع کردم ولی فقط یکی دو ماه دوام داشت و بعد از اون فراموشش کردم.

  در طی چند سالی که در ترکیه بودم با وبلاگهای زیادی آشنا شدم و دوستان وبلاگ نویس خوبی پیدا کردم همان موقع هم با اپسیلون گی آشنا شدم ولی راستش نمیتونم بگویم روی من اثر گذار بوده با این همه همیشه دوستش داشتم و هنوز هم دارم برای همین هم به این وبلاگ اشاره کردم چون بهر حال نباید فراموشش کنم

سال ۱۳۸۴ با وبلاگ پرواز بر فراز آشیانه فاخته آشنا شدم و هم بر نوشتنهای من تاثیر داشت هم توانستم از طریق این وبلاگ با بیشتر وبلاگها آشنا شوم فانی یا همونی که با اسم رضا برای من کامنت گذاشت و من را با دنیای دیگری آشنا کرد

دریچه ای رو به کوچه خوشبختی و رضا شب بین و پاشا و وبلاگش سنگر بی سنگ همه مشوقهایی شدند برای نوشتنم و برای ماندنم.

اما با همه اینها هیچ وقت نمیتوانم وبلاگ آخرین بوسه را نیز فراموش کنم اونم برای من دنیای شیرینی با خود داشت و بیشتر اوقاتم راصرف خواندنش میکردم

دلم برای همه تنگ شده انها دیگر نیستند همه رفته اند و هیچ کدام دیگر نمینویسند و این تنهایی آنهاست که برای من مانده است

بهبــــــــــــــــــــد عزیز تنها بخاطر تو نوشتم مرسی

(کاوه عزیز کامنتی برایم گذاشته و نوشته اند که این دوستان تقریبا هنوز هستند. من هم خودم تا حدودی خبر داشتم منتها آن وبلاگها دیگر برای همگان کمی فراموش شده اند اگر پاشا و فانی و پارسا هنوز مینویسند ولی خودشان نیز شاید بدانند که دیگر با ان سبک گذشته نمی نویسند و آن شوری که در گذشته به خواننده وبلاگ میدادند دیگر نمیدهند بنظر من آن موقع برای همه مینوشتند ولی اینک ... )

 

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 22 |