مثل خورشید می مانی
گرمم میکنی و هر کجای این دل و آشیانه ام را
روشن میکنی
مثل خوابی
هر صبح از من رنجیده٬ می روی
و هر شب می آیی و آشتی میکنی
عادت کرده ام
عمریست عادت کرده ام
تو هرچه میخواهی به آن بگو
من او را عشق می نامم و این
عمر خویش را به او می سپارم

+ نوشته شده توسط پــو ر یـا ... در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت
9 |
